بیا بازی

ماجرا از این قرار است که:من چند وقت پیش به یه بازیه ویلاگی دعوت شدم و باید

 توی اون بازی که نمی شه اسمشو گذاشت ولی چون این اسم روش بود من دیگه

 دخالت نمی کنم. قرار بر این بود که 10 تا چیزهایی که بدمون میاد و بنویسیم حالا

 این چیز میخواد هرچی باشه ادم، شی و..... اگه مایل بودید خوشحال میشند.

1-     از مسیر متروشوش تا میرداماد

 

2-     وقتی گشنه میام خونه  و می بینم هیچی غذا نمونده و مامانم میگه برو

 میوه بخور 

3-     وقتی دنبال اتوبوسهای مترو حقانی می دوم اما بازم نگه نمی داره

       4-   از پنجشنبه ها 

5-     از اون فاطی کوماندو دانشکده که زورش به بقیه نمی رسه و هی به

 الهام گیر میده 

6-     از اون پسره توی دانشکده که اتفاقا محبوب همه دخترهاست که

امروزم بد نگاه کرد 

7-     از اون دختره توی کلاس اندیشه 2 که وقتی میاد من به جاش

 خجالت می کشم 

8-     از صف سلف وقتی خیلی گشنمه و غذام کبابه

 

9-     از کلاس های ریاضی حالا هرنوعش پیش،مقدماتی و...

  

10-   از باقالی پلوهای دانشکده که مزه گوسفند زنده میدن و از

 همبرگراش که توش مو هست 

11-   از اینکه هی مدیکو میگه سی دی ادروارد شو بیار10.gif

 الان که اینا رو لیست کردم خوشحال شدم که زیاد از چیزی بدم نمیاد  منم دوستامو (علی ،مدیکو، مرضیه، مونا، مزدور، مسالینا، صبا وشما رو دعوت 

می کنم که بیادید توی این بازی

پ.ن: من الان حسودیم شد.

(من که زبانم قاثره یا قاصر و یا قاسر ااا یی  بابا یکی بگه این قا۳ رو با چه س می نویسند) من از همه دوستان کمتر پیام داشتم نمی دونم باید یه فکری به حال این وبلاگم بکنم تا بعد

 

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی..

حالا اگه بیشتر از ده تا شد چه کار کنیم ؟! مثه مدیکو اینجا بنویسیم یا تو وبلاگ خودمون ؟!

علی..

اونم که "قاصر" ه دیگه !!!

علی..

خب من ترجیح می دم به جای اینکه بگم از چه چیزایی بدم می یاد بگم از چه چیزایی خوشم نمی یاد !!! اما اونایی که ازشون خوشم نمی یاد !..خب خیلی ان !...ولی بعضی هاشو که اصلا نمیشه گفت...پس بیشتر میرم سراغ چیزایی که بیشتر شخصی هستن ! 1 ) کاری رو نیمه تموم و بی نظم انجام دادن! 2) صدای ملچ و ملوچ وقتی یکی داره چیزی می خوره ! 3 )لباس بدون اتو !! 4)دختر و پسرای جلف و بی بندو بار(البته باتعریف خودم نه گشت ارشاد!![سبز]) 5 ) لا ادری گری ! 6 )رو ظاهر کسی قضاوت کردن ! 7)سیب زمینی بودن ! 8 )استادی که کمترین نمره تمام درسهامو بهم داد ! اونم به ناحق ! 9 )خود شیرینی کردن ! 10 )هر نوع غذایی که "لیز"باشه !![نیشخند]مثه کدو و کرفس !! 11 )تجسس و فضولی کردن !(اینو البته خودم بعضی وقتا انجام می دم !!) 12 )دیر آپ کردن دوستانم ! 13 )سر وته همه چیزو یه کرباس دونستن !و یا به عبارتی مطلق انگاری ! 14 )رابطه مرید و مرادی ! 15 )ادعا کردن (البته این یکی رو خودمم هستم ) 16 )فراموش کردن قول و قرار ! 17 )آویزون شدن و چتر بازی ! 18 ) تلف شدن وقت !!(کاری که خیلی خیلی زیاد انجام می دم !!) 19) روزمره گی ! 20 )شکاک بودن

علی..

21) اينکه بهت بگن ده تا مورد رو بنويسي اما تو کار خودتو بکني !![نيشخند] 22).. 23 ).... فک کنم اگه ادامه بدم همين جور ادامه هم پيدا کنه !!

معصومه

سلام خیلی با حال بود! من با کباب های دانشگاه بیشتر مشکل دارم!! میگم توی این شماره فکر کنم اینقدر ناجور زیرآب آشپزخونه رو بزنیم که دیگه بهمون غذا ندن![نیشخند] ترافیک رو هم هستم ضمنا به شدت ناجور و نافرم! شاداب بمونی. یا حق

حوریناز

سلام.... خوبی گلگلی؟ جالبه.....منم بعضی موارد هست که بد اذیتم میکنه....[چشمک] بازم میام پیشت.[قلب]

مسالینا

ای بابا !یکی میگه آرزوهات رو بنویس تو ام که گیر دادی به این چیزا که نمیدونم چی دوست داری چی دوست نداری ؟ من فقط خوودم رو دوست دارم والسلام ... رو این مسابقه دارم فکر میکنم گلم . بر میگردم[ماچ]

طیبه

سلام خاتون خوبی منم از اون پسر محبوبه بدم میاد[قهر]

مزدور

سلام من که تازه بازی کردم حالا کو تا دوباره هوس بازی کردن بزنه به سرم!! بعدشم من کجا این همه آرزو داشتم. همش دو سه تا کوچولو!!! در مجموع به نظر میاد کلا از دانشگاه بدت میاد خب شایدم حق داری. یه چند تا از رفقا علامه درس می خونن یه کمی مشکل روحی روانی دارن!!!!! بلانسبت البته ها خسته نباشی یاحق.

مدیکو

اولا که من نمی فهمم چرا انقدر همه از کبابای دانشگاه بدشون میاد؟ آخه با تنها غذایی که زیاد مشکل ندارم همونه. دوما که ببین داداش(اشاره به کامنت پایینی) اگه ما مشکل روحی روانی داریم تو که یه مدت تو تیمارستان بستری بودی. تازه تعطیلات آخر هفتت رو هم اونجا می گذرونی.آخه خودم معاینه ت می کنم.