نوشته های یک حوا

روزها می گذرد و تومی مانی و خودت. به یک سال گذشته فکر می کنی که چی که به اینجا رسیدی؟ کارت، زندگی شخصیت؟ درس هات؟اما هیچ جواب مشخصی پیدا نمی کنی. این روزها رو می گذرونم تا گذشته باشه. نه خوشحالم نه غمگین نه کسلم نه شاداب. همین جور میگذره تا بگذره. نمی دونم تا کی اینطور میگذره اما اینو می دونم که حتی حوصله تغییر دادنشم ندارم. 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٦ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin