نوشته های یک حوا

هویجوری

بیخود دلت برای دلم شور می زند

سازی خوشم که یک نفر از دور می زند

سازی که کوک خواب تو و چشمهای توست

اما دلش شکسته و ناجور می زند

فرق دلم شکافته شد، خون من چرا

تایید زیر برگه دستور می زند؟

گفتم "انا الشما" و سرم رفت پای تو

اینبار، دار طعنه به منصور می زند

یعقوب! دلخوش پسر و پیرهن نباش

دنیا هوار بر پدر کور می زند

این زخمها هنوز نمک خورده تواند

بیخود دلت برای دلم شور می زند

پ.ن١: این روزها عجیب العجیب دفتردلم خطی خطی می شه و دوستان قدیمی جای خود را به هیچ می دهند.

پ.ن٢: ادم نباید دزد باشه. این یکی از فرازهای، خودم بود پس باید بگم این شعر،جدیدترین اثر دوست خوبم مهدی موسوی تباره که از اونجایی که مقداری خودشیفته است اینبار به جای برج میلاد به خودش تقدیم کرده.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٠ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin