نوشته های یک حوا

دخترک خنده کنان گفت که چیست

راز این حلقه‌ی زر

راز این حلقه که انگشت مرا

این چنین تنگ گرفته است به بَر

 

راز این حلقه که در چهره‌ی او

اینهمه تابش و درخشندگی است

مرد حیران شد و گفت :

حلقه‌ی خوشبختی است ، حلقه‌ی زندگی است

 

همه گفتند : مبارک باشد

دخترک گفت : دریغا که مرا

باز در معنی آن شک باشد

سالها رفت و شبی

 

ز نی افسرده نظر کرد بر آن حلقه‌ی زر

دید در نقش فروزنده‌ی او

روزهائی که به امید وفای شوهر

به هدر رفته ، بدر

 

زن پریشان شد و نالید که وای

وای ، این حلقه که در چهره‌ی او

باز هم تابش و درخشندگی است

حلقه‌ی بردگی و بندگی است

پ.ن: این روزها خبری می اید،بد یا خوب مشخص نیست.9 یا 11 مشخص نیست.

دلم یه بارون،یه اغوش،یه هوای سرد میخواد همین......

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۳٠ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

این ماجرای من دوسر داشت یه سرش در سال گذشتهب ود و یه سرش در چندماه پیش.

درخصوص اون سال گذشته هیچ توضیحی نمی دم. ااااما ماجرای چندماه پیش از تنبلی شروع شد و اصرارهای پی در پی تشدیدش کردو با خوشی و شادی داشت تموم میشد امااااااااا با یه برگه تقاضا و امضای معاون اموزشی وارد مرحله جدیدی شد.

رفتیم کمیته انظباطی دانشگاه علامه طباطبایی، 6 واحد درسی انهم بالاترین نمرات به دلیل مشروط شدن( البته نه من همدست و همکارم ) حذف شد.

نمره 25 صدم با درج در پرونده انتظارمونو می کشه،امیدوارم یه ترم تعلیقی نخوریم.البته بازهم کمیته انظباطی دارم.

سلام ترم 10 و خداحافظ ترم 8

ژ.ن: در بهترین و امیدوارم کننده ترین دید می تونم بگم یه ترم می تونم شاد و خوشحال درس بخونم برای فوق اما یه مشکلی هست اینکه من باید گرافیک بخونممم اصلا حوصله درسای جدید در من نیست...........................................

پ.ن: ای روا خیلی حساس شدم اگه پرتون به پرم خورد و درگیر شدیم ببخشید اخه دلم یه ارامش میخواد اندازه خودم

انتهای پیام

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢۸ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

هویجوری

بیخود دلت برای دلم شور می زند

سازی خوشم که یک نفر از دور می زند

سازی که کوک خواب تو و چشمهای توست

اما دلش شکسته و ناجور می زند

فرق دلم شکافته شد، خون من چرا

تایید زیر برگه دستور می زند؟

گفتم "انا الشما" و سرم رفت پای تو

اینبار، دار طعنه به منصور می زند

یعقوب! دلخوش پسر و پیرهن نباش

دنیا هوار بر پدر کور می زند

این زخمها هنوز نمک خورده تواند

بیخود دلت برای دلم شور می زند

پ.ن١: این روزها عجیب العجیب دفتردلم خطی خطی می شه و دوستان قدیمی جای خود را به هیچ می دهند.

پ.ن٢: ادم نباید دزد باشه. این یکی از فرازهای، خودم بود پس باید بگم این شعر،جدیدترین اثر دوست خوبم مهدی موسوی تباره که از اونجایی که مقداری خودشیفته است اینبار به جای برج میلاد به خودش تقدیم کرده.

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢٠ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

بالزاگ معتقده: .

بوسه مرد علامت عشق و بوسه زن علامت تسلیم اوست

 اما اون هیچ وقت درخصوص مصارف بوس چیزی نگفت.



 در تارخ امد است مردی به همسرش این گونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو


همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم

ریز هزینه ها:
1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.
2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4.سایر موارد 40 بوس.
نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٥ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

نماد مبارزه با ختنه زنانبه واسطه شغلم و خلقیاتم با ادمهای خاصی در ارتباطم اما

هیچ وقت تصورنمیکردم در میانه راه با دختری اشنا بشم که

 خیلی خاص باشه.وقتی ازش پرسیدم هنوز هم دربرخی

 نقاط سیستان و بلوچستان جایی نه چندان دور از محل

سکونتمان هنوز هم دختران ختنه می شوند. فقط عصبی نگاهم کرد و با حالتی خشن

داد زد.نه.ومن فهمیدم هنوز هم این رسم پابرجاست و زنان و دختران زیادی بی آنکه

احساس یک زن و مادر ختنه نشده را داشته باشند؛زندگی می کنند،ازدواج می

کنند،بچه دار می شوند.

Female Genital Cutting) یا ختنه زنان برای تضمین بارگی دختران و   کاهستن

 بیقاعدگی در امور جنسی انجام می گرفته و میگیرد اما  در کاهش بیقاعدگی امور

 جنسی عملاً سبب تشدید آن شده‌است چرا که موجب شده زنانی که رضایت جنسی

کمتری از آمیزش جنسی یافته‌اند به‌دنبال مردانی بگردند که رضایت جنسی بیشتری به

آنها بدهند. همچنین در نظرسنجی‌هایی که در مصر و سودان انجام گرفته زنان گزارش از

آمیزش دردناک داده‌اند ولی اعتقاد نداشتند که میزان شهوت آنها یا قابلیت آنها برای

رسیدن به ارگاسم کاهش یافته‌است.

برخی از منتقدان بریدن آلت تناسلی زنان آن را تضمین باکره‌گی نمی‌دانند: در تحقیقات

 انجام شده زنان سودانی گفته‌اند که برخی از زنان برای مردانشان خودشان را مجدد

ختنه کرده زیرا این کار باعث می‌شود که  باکره‌گی شبیه‌سازی شود. بعلاوه زنان مطلقه

و بیوه‌ها نیز قبل از ازدواج مجدد این کار را انجام می‌دهند. پس ختنه باعث تضمین

باکره‌گی نیست.

بریدن آلت تناسلی زنان به صورت سنتی در بیش از ۳۰ کشور جهان انجام می‌شود که

بیشتر آنها آفریقایی هستند. این عمل بر روی بسیاری از زنان مهاجر آفریقای‌تبار ساکن

در اروپا و آمریکای شمالی، انجام شده است. در میان کشورهای فارسی زبان، در جنوب

 و غرب ایران این رسم وجود دارد.بنا بر گزارش بنیاد جمعیت سازمان ملل تعداد زنان

 ختنه شده در جهان ۱۲۰ تا ۱۴۰ میلیون بوده و هر ساله سه میلیون دختر دیگر نیز در

معرض این خطر هستند در طی سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۶ میزان زنان ختنه شده به صورت

تدریجی رو به کاهش بوده‌است این عمل را به دلیل باورهای سنتی جنسی، اجتماعی،

باورهای غیر علمی طبی و زیبایی‌شناختی، و مذهبی انجام می‌دهند.

بهرحال انها معتقدند که :" ختنه کردن ، فارغ از مذهب دختر ، برابر با حفظ پاکدامنی

اوست . و در جامعه ای که مفهوم شرافت خانوادگی با پاکدامنی زنان خانواده معنا پیدا

 می کند ، ختنه برترین ارزش است ."

او ادامه می دهد " آنها می خواهند دختر را از عشق دور نگه دارند . و آن را به پاکیزگی و

باکره گی ربط می دهند ."

بهرحال کمی دورتر از بند آزاد کیش و نه چندان دورتر از اسکله های بندرعباس

سابق«هرمزگان»، آنجا که به خشکی و  طبیعت بلوچستان نزدیک می شوید،

در روستاها و شهرهای کوچک همین مناطق، زنان به حکم سنت و آئین ، توسط

قابله ها از لذتهای دنیوی محروم ?اند. نه فقط در شهرهای کوچک، که گاه در شهرهای

بندری و بزرگتر. آنها را در کودکی ختنه می کنند. به خانه شوهر می روند، مادر هم می

شوند، بی آنکه احساس یک زن و مادر ختنه نشده را داشته باشند.



نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱۱ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

اپیزود اول:

قضیه از اونجایی شروع شد که من در حین بالا رفتن از پله های خونه مون به سمت پشت بام، پای مبارکم به شیشه رب انار خورد و  شیشه شکست البته نه شکستن شکستن کف ظرف درامد. از اونجایی که من کلا حوصله ندارم شیشه را توی بشقاب گذاشته و سریع توی فریز کذاشته تا یخ بزند و رب ها هدر نرود.

اپیزود دوم:

روز پدر بود و همه جمع(26 نفر) از اون شبایی بود که صدا به صدانمی رسید و معلوم نبود کی با کی حرف میزنه،(گاهی بابا به شوخی میگه حداقل یکی حرف بزنه یکی گوش بده.چرا همه با هم حرف میزنند) مامان خواست حالی به جماعت خوش خوراک بدهد و براشون خورشت فسنجان درست کرد. و همون رب انار شکسته رو بدون اینکه بازبینی کنه. ریخت توش.

اپیزود سوم:

بنده اون روز سرکار بودم و وقتی اومدم خونه و دیدم بشقاب مذکور توی سینک ظرفشویی منتظر اسکاج و دستانی مبارک است  ناخوداگاه رفتم سمت کابینت و سطل زباله. بله درسته کار از کار گذشته بود.فسنجان با طعم شیشه بس لذیذ است.

اپیزود چهارم:

سر سفره من به شخصه خورشت نخوردم. چراکه دیدم تکه ای شیشه هنگام کشیدن غذا از ظرف خورشت بیرون کشیده شد. امااااااا سرسفره من و 5 خواهر عزیزتر از جانم زیر چشمی در حال نظارت بودیم که اخ... رفت توی دهان مبارک داماد جدیدمان بیچاره چشماش گرد شد وقتی دید شیشه کوچکی از میان دندانهایش بیرون اورده.دیگه غذا نخورد.البته من و  خواهرزاده های مبارک کلی خندیدیم.

اون شب با اینکه روز پدر بود اما همه فکر کردند این بابا بوده که رب انارها رو قبل از وارسی توی ظرف ریخته.اخه بابا از این کارا خیلی خیلی خیلی میکنه یادم نمیره  وقتی توی شوله زردها نمک ریخت و یا توی اولویه ها زردچوبه.اما باید اعتراف کنم درسته نمیدونم کی اونها رو ریخت اما اون من بودم که..........

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٩ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |

  • پتوی چنددش اسم جدید پتو دوران طفولیت مریم،ابجی ٢٧ ساله ماست.مریم خانم شخصیت محبوب خانواده ماست. او به دلیل صبر،سکوتهای عاقلانه،نگاههای صفیحانه بسیار محبوب می باشد.

  • همه دیگه می دونند بابام مریمو خیلی بیشتر دوست داره و مامانم از وقتی مریم عروسی کرده و به قول بابا رفته کلکته....

  • دوست داشتم در مورد مریم بنویسم...حرفیه

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٢ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin