نوشته های یک حوا

 وقتی تو موزه ایران باستان (موزه ایران باستان که رفتی

 انشاالله) جلوی یه ردیف راه پله اورده شده از تخت جمشید قرار

 گرفتی چه احساسی بهت دست داد؟اصلا داد؟ وقتی توی

 میدون بهارستان که حتمی رفتی جلوی در ورودی مجلس ملی

 نه مجلس اسلامی قرار می گیری یا نه از اون طرفتر بهش یه

 نگاه می اندازی چه احساسی بهت دست می ده؟ اصلا نگاه

می ندازی؟

اینا رو نمی گم که بدونم کجاها رفتی و نرفتی میگم تا

 احساسمو درک کنی مطمئنا یه حس جالبی داری نه......... فکر

 اینکه روی این پله ها چند تا از اون شاهایی که توی کتابای

 دبیرستانت خوندی روشون راه رفتن یا جلوی همین در روی

 همن راه پله های جلوی همین مجلس بود که رضا میرپنج شده

 رضا شاه و  روزگارمونو ملتی از بد به بدتر رسید. با احساس

 نفرت کاری ندارم با اون احساس جالبی که بهت دست می ده

 مبنی بر اینکه تو داری جزی از تاریخو می بینی حالا چه خوب و

 چه بد اما اگه خوب باشه چی ........ میشنی نگاهش می کنی

 و تمام مطلبی که در موردش خوندی و شنیدی توی ذهنت

 صف می کشند و از جلوی چشمات یکی یکی رد می شند و

چه حالی بهت دست می ده که اون فرد زنده باشه و جلوت و

 برات حرف بزنه. فرقانی فردی که به تاریخ ملتی و تاریخ یه

 حرفه ای پیوست و اسمشم به خوبی یاد می شه. وقتی که

 داشت در مورد اولین روز کاریش برامون می گفت انگار داشت

 یه خاطره دور و در عین حال نزدیکو تعریف می کرد جز به

 جزشو یادش بود چه لبخن محزونی داشت وقتی داشت در

 مورد تاریخی شدنش می گفت. متواضعانه داشت در مورد

 مصاحبه اش با هویدا  می گفت و عجیب، جزئیاتش یادش بود و

 جلسه اولو یادمه که گفت اونقدر تو این کار تبحر دارم که بدونم

کی موفق میشه کی وقتشو داره تلف می کنه... بیچاره من چه

 با ترس توی کلاسش می شنستم و بعد وقتی فهمیدم همین

حسو ام البنینم بهترین دوستمم داره یه خورده راحتتر شدم تو

 هیچ کلاسی نخواستم برتر باشم الا کلاس فرقانی و چه

 خجالت کشیدم موقعی که سر امتحان بهم گفت تو چرا دیگه

 جواب نمی دی و چه با ترس نمرمو دیدم و با ترسی بیشتر

 حرفمو بهش زدم و چه خجالت اور بود موقعی که اون جوابمو

 داد و من  از شدت خوشحالی نتونستم اون طوری که میخوام

ازش تشکر کنم و چه زشت بود وقتی که داشتم از شدت

خوشحالی جوابش توی راهرو لیی لیی می رفتم و اون داشت می دید.

بچه می گفتن خوشحالیت از این بابته که بالاترین نمره فرقانی

 رو گرفتی اما نه خوشحالی من از این بابت بود که با یک فرد

 تاریخی کلاس گرفتم و چند سال دیگه وقتی بچه ها مثل الان

 ما داشتن حسر ت این چنین افرادیو می خورند من می تونم

 بهش بگم که اون اصول اولیه کارمو بهم یاد داد و باهاش در این

 مورد صحبت کنم تا حالا به زندگیت این جوری فکر کردی یا یه

نگاه کوچولو کردی بامزه است. یه با امتحان کن.....

پ.ن: امروز استادم سر کلاس نظر درست منو گوش نکرد و

 حتی وسط حرفم اونو قطع کرد تا یه دختره فشن دیگه حرفای

 چرتشو با لوندگی زیاد بیان کنه  و اونم هی نگاش کنه همه

 فهمیدن اون چرا این کارو کرد. امروز یکبار دیگه دلم برای خودم

 سوخت هرچند یه چند وقتی دارم به مرئی بودن خودم شک

 می کنم و نامرئی بودنم داره عادتم میشه اما امروز دلم می

 خواست سر استادمون داد  بکشم که به چه قیمتی داره ذوق

 منو کور می کنه...............و امروز برای بار چندم رفتم جلوی

 اینه و ساف نگاه کردم توی چشمام و اون شهری که دوستم

می خوند  مگذار افسون زنانگیت...............   

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/٢٩ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط مژگان نظرات () |

بنابر تخمین دولت روسیه احتمالاً در سال 1999 حدود 14 هزار زن توسط اقوام خود به قتل رسیده اند

 

 

 

 

 

 

 در افغانستان به زن به چشم دارایی نگاه می کنند و تجاوز به حقوق آنان بدون مجازات می ماند.

 

 

 

در آفریقای جنوبی تعداد زنانی که در خانه به ضرب گلوله کشته می شوند بیش از آنهایی است که در خارج خانه و توسط فردی غریبه به قتل رسیده اند. افکار سنتی در این گونه کشورها باعث شده که آماری مستند از میزان حوادث خانگی در دست نباشد.

 

سازمان بهداشت جهانی در اولین مطالعه خود درباره خشونت

علیه زنان نتیجه گرفته است که در هر 18 ثانیه یک زن مورد

 حمله یا بدرفتاری قرار می گیرد. حتی باردار بودن، زنان را از

خشونت مردان مصون نمی دارد.

30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی شوهرانشان

 قرار می گیرند و 15 تا 25 درصد آنها به هنگام بارداری نیز مورد

 ضرب و شتم قرار می گیرند. همچنین از هر 10 قربانی زن سه

 نفر توسط شوهر یا سایر مردان کشته شده است. در شیلی

 63 درصد زنان مورد آزار جسمی قرار می گیرند. 41 درصد زنان

 هند بر اثر آزار جسمی همسران خود دست به خودکشی می

 زنند. در بنگلادش بیش از 50 درصد قتل ها ناشی از خشونت

 مردان است.

 

متأسفانه در مورد ایران هرگز آمار درست و مشخصی در مورد

 خشونتی که در خانه بر زنان اعمال می شود منتشر نشده

است.

 

به گفته سازمان عفو بین الملل خشونت در خانواده بیش از ابتلا

 به سرطان و تصادفات جاده ای عامل مرگ یا معلولیت جسمانی

 زنان اروپایی در گروه سنی 16 تا 44 سال است. اما برخی

 کشورها با کمک سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر

 دست به ابتکارات تازه ای برای مهار این روند کرده اند.

سال اول ازدواج، دوران تنگنای مالی، تولد فرزندان و میانسالی »

از پرخشونت ترین دوران زندگی زنان به شمار می رود

 

خشونت فیزیکی

این خشونت ها شامل گاز گرفتن، گرفتن و بستن، زندانی

 کردن، چنگ انداختن و کشیدن مو، اخراج از خانه، کتک کاری

 مفصل، محروم کردن از غذا و... می شود.

خشونت هایی روانی و کلامی

نوع دیگری از خشونت هایی است که در خانه علیه زنان

 استفاده می شود، که عبارت است از: به کار بردن کلمات رکیک

 و دشنام، بهانه گیری های پی درپی، داد و فریاد و بداخلاقی،

 بی احترامی، رفتار آمرانه و تحکم آمیز و دستور دادن های پی

 درپی، قهر و صحبت نکردن و...

 پ.ن: بعد از خوندن این مطلب که من بعضی جاهاشو براتون اوردم خیلی دلم برای خودم سوخت و یه لحظه به این فکر کردم که اگه من جای اونا بودم و یا منم همچینی شم چکار کنم بیچاره ها با هزار امید و ارزو رفته بودند به اصطلاح خونه بخت که برشون خونه جهنم شده

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱۱/۱٢ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin