نوشته های یک حوا

ميگن هيچ جا خونه خود ادم نميشه تا همين ديروز معني اين جمله رو مي فهميدم اما درك درستي ازش نداشتم اما امروز هم فهميدم و هم با تمام وجود دركش كردم واقعا كهراست ميگن هيچ جا خونه خودمون نميشه. خدا از سر تقصيرات اوني كه فيلتر و هك و... را كشف كرد رو...... كه ما (من و دوستان ديگري كه قرباني شديم) رو اين طوري در به در كوچه و بيابون كرد. تازه داشتم با اون محيط خو مي گرفتم هرچي نباشه اون و بلاگ تنها سهم من از اين دنياي بزرگ مجازي بود كه حالا ديگه ندارمش. اينجام بد نيست اما قضيه من همون جمله اوله. اونجا كلي دوست و اشنا براي خود پيدا كرده بودم. جا داره اينجا از همه دوستان و اشنايان و بستگان ان مرحوم تقاضا كنم يه بار ديگه ادرس هاشونو بذارند. من الان به عنوان نويسنده وبلاگي كه فيلتر شده احساس يه قرباني رو دارم كه اصلا نمي دونه دليل قرباني شدنش چيه؟؟؟؟؟؟ خوب دلم سوخت نه مطلب سياسي نه انتقاد كوبنده اي و نه حتي سازنده اي و نه...... چندتا شعر و مطلب كه اين حرفا رو نداشت پدر من كه با من اين كارو كرديد فكر كنم گرفتار يه سوء تفاهم يا ..... شدم اما به قول اصفهاني جماعت من در مورد اين قضيه از اون چشم سفيدها و خيره سرهام البته از نوع مثبت­اش اشتباه نكنيد. بهتره عجز و مويه رو بس كنم در حال حاضر اينجا منزل جديد منه و من  بايد به اينجا عادت كنم نگران نيستم چون خو گرفتن توي طبع ادماست.

نوشته شده در ۱۳۸٦/۸/٢٦ساعت ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ توسط مژگان نظرات () |


Design By : Night Skin